العلامة الحلي ( شارح ومترجم : على محمدى )
249
شرح كشف المراد ( فارسى )
بشر روشن گردد همانند قصه ابراهيم خليل . قوله و وجوب الديه : بعض المعتزله گفتهاند : كسى كه ديگرى را به آتش مىافكند و مىسوزاند شرعا پرداختن ديه بر او واجب است و اين دليل آنست كه فعل احراق مستند به او است منتهى مع الواسطه ولى جناب علامه مىفرمايد : وجوب ديه يك حكم شرعى است كه اختصاص به فعل ما ندارد زيرا كه كسى كه چاهى مىكند و موجب مىشود كه ديگرى به چاه بيفتد بايد ديه بدهد اگر چه عند العرف افتادن در چاه مستند به او نباشد . ( 8 - قضا و قدر ) هشتمين مسأله در باب افعال الهى مسأله قضا و قدر است ، اين مطلب از مطالب مهم و دقيق باب عدل الهى است و طبق حديث امير المؤمنين ( عليه السلام ) مسأله قضا و قدر دريائى بس عميق است كه تا كسى شنا بلد نباشد نمىتواند وارد آن شود و راهى بس تاريك و ظلمانى است كه تا چراغى در دست نباشد قدرت پيمودن آن نيست و سرى از اسرار الهى است كه تا كسى اهل سر نباشد نمىتواند پيرامون آن كنكاش نمايد و متن حديث به قرار ذيل است : قال امير المؤمنين ( عليه السلام ) لرجل و قد سأله عن القدر فقال بحر عميق فلا تلجه ثم سأله ثانيا عن القدر فقال طريق مظلم فلا تسلكه ثم سأله ثالثة فقال سر اللّه فلا تتكلمه و قال ( عليه السلام ) فى القدر الا ان القدر سر من سر اللّه تعالى و ستر من ستر اللّه و حرز من حرز اللّه مرفوع فى حجاب اللّه مطوى عن خلق اللّه مختوم بخاتم اللّه سابق فى علم اللّه وضع اللّه العباد عن علمه و رفعه فوق شهاداتهم و مبلغ عقولهم لانهم لا ينالونه بحقيقة الربانية و لا